العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

159

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

كند نافرمانتر ما را بر خدا . و از ابن عمر است كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله فرمود : دابه‌ها را برم كردن بزنيد و بلغزيدن نزنيد . و گفته : روا است دو پشته سوار شدن بر دابه چون توانا باشد و روا نيست چون توانا نباشد . و در دو صحيح است از اسامة بن زيد كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله در برگشت از عرفات بمشعر او را دنبال خود سواركرد ، و از مشعر تا منى فضل بن عباس را سوار كرد و اينكه آن حضرت معاذ را بر جهاز شتر و بر خرى بنام عفير دنبال خود سوار كرد و آنگاه گفته صاحب دابه سزاوارتر است كه جلو سوار باشد و ديگرى در پس او سوار شود جز اينكه صاحبش او را براى احترام يا جز آن برضاى خود جلو سوار كند ، و حافظ ابن منده گفته : پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله 33 تن را پشت خود سوار كرده ( حياة الحيوان - 1 : 230 ) و طبرانى از جابر روايت كرده كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله نهى كرد از اينكه سه تن بر يك دابه سوار شوند . و گفته : بد است بيكار پيوسته بر دابه سوار بود و براى كارى كه دارد از آن فرو نيايد چون در سنن ابى داود و بيهقى از ابى هريره آمده كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله فرمود مبادا پشت دابه‌هاى خود را منبر سازيد زيرا خدا آنها را بفرمان شما آورده تا شما را بشهرى رسانند كه جز برنج خود بدان نتوانيد رسيد ، و براى شما روى زمين را قرارگاه ساخته پس نياز خود را با آنها برآريد . و رواست وقوف بر پشت آنها براى نياز تا برآورده شود ، چون مسلم و ابو داود و نسائى از ام الحصين اخمصيه روايت كردند كه من بهمراه رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله بحجة الوداع رفتم و اسامه و بلال را ديدم كه مهار ناقه پيغمبر را بدست داشت ، و ديگرى جامه برآورده بود و او را از سوز خورشيد پرده ساخته بود تا رمى جمره عقبه نمود و شيخ عز الدين بن عبد السلام در فتاواى موصليه گفته : نهى از سوارى دواب كه ايستاده و راه نميروند ، در آنجا است كه غرض صحيحى نباشد ولى سوارى طولانى براى